قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2167

تاريخ الفي ( فارسى )

حكومت تركمانان را به او ارزانى داشت و يوسف در مقام ضبط و ربط ايل و اولوس « 1 » شده بود روزبه‌روز علم دولت او ارتفاع مىيافت . اين معنى بر طغرل بيگ دشوار آمده خواست كه يوسف را گوشمالى بر اصل دهد . امّا چغرى بيگ مانع شده با برادر گفت كه : قطع رحم از مروّت نيست و شآمت تمام دارد ؛ مع هذا غرض ايلك از امارت يوسف ، همين عداوت و مخالفت ميانهء ماست . پس ، اگر تو در صدد منازعت و مخالفت با يوسف درآيى ، همانا غرض او حاصل كرده باشى و خلايق در اين باب زبان به معايب ما خواهند گشود . القصّه ، طغرل بيگ سخن برادر ناصح مشفق قبول نموده از سر تعرّض يوسف درگذشت و به مقام موافقت درآمد . و چون ايلك خان ديد كه تدبير او به هدف نيامد ، الپ « 2 » قراى برانى را ، كه متهوّر بىباك بود ، تربيت نموده فرمان داد تا با فوجى از دلاوران شيرشكار متوجّه اردوى آل سلجوق گشته دمار از روزگار ايشان برآورد . الپ قرا به موجب فرمودهء ايلك خان با لشكرى گران روى به اولوس سلجوقيّه نهاده شبى كه ايشان غافل بودند به يك بار بر ايشان ريختند . ايشان نيز در ساعت مستعدّ قتال و جدال شده دست به جنگ درآوردند . بعد از كشش و كوشش بسيار ، يوسف بن سلجوق با طايفه‌اى از تراكمه به قتل رسيد . طغرل بيگ و چغرى بيگ با اتباع و اشياع « 3 » خود بيرون رفته مردم خود را جمع نموده مستعدّ دفع الپ قراگشتند . اتّفاقا ، در اثناى راه خبر رسيد كه همين لحظه حقّ ، سبحانه و تعالى ، چغرى بيگ را فرزندى گرامى ارزانى داشت . ايشان او را به فال نيك گرفته نام او را « الپ ارسلان » نهادند . بعد از آن ، از روى استظهار و اميدوارى تمام روى به جنگ الپ قرانهادند . بعد از محاربه و مجادلهء بسيار الپ قرا با صد كس از اعيان لشكر او اسير و دستگير گشتند و چغرى بيگ چشمهاى الپ قرا را به كارد از حدقه بيرون آورده سرش را از تن جدا كردند و مظفّر و منصور به منزل خود معاودت نمودند . چون چغرى بيگ و طغرل بيگ بر الپ قرا ظفر يافتند ، خوارزمشاه با ايشان بنياد مصادقت كرده ايلچى [ اى ] پيش ايشان فرستاده عهود و مواثيق در ميان آورد و ايشان را به توجّه جانب خوارزم ترغيب و تحريض فرمود . آل سلجوق به تصوّر آنكه خوارزمشاه جهت آن ايشان را به مدد خود مىطلبد كه ميانهء او و مسعود بن محمود نقارى واقع شده عنان عزيمت به جانب خوارزم معطوف داشته در نواحى آن ولايت نزول نمودند . و خوارزمشاه فى الحال عهود و مواثيق را ناكرده انگاشته به صاحب جيش خود شاه ملك نامه‌اى نوشته مضمون آنكه :

--> ( 1 ) . اولوس : يا الوس كلمه‌اى تركى مغولى است كه به معنى طايفه و قبيله است . - و . ( 2 ) . الپ به معنى شجاع است . ( 3 ) . اشياع : پيروان و ياران ، جمع شيعه . - و .